محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
227
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
همسانى با اعضاى شورا ( 4 ) « حتّى إذا مضى لسبيله جعلها في جماعة زعم أنّي أحدهم . فيا للّه و للشّورى ! متى اعترض الرّيب فيّ مع الأوّل منهم حتّى صرت اقرن إلى هذه النّظائر ! لكنّي أسففت إذ أسفّوا و طرت إذ طاروا . فصغا رجل منهم لضغنه و مال الآخر لصهره مع هن و هن . إلى أن قام ثالث القوم نافجا حضنيه بين نثيله و معتلفه و قام معه بنو أبيه يخضمون مال اللّه خضم الإبل نبتة الرّبيع . إلى أن انتكث فتله و أجهز عليه عمله و كبت به بطنته . ( 4 ) » ترجمه تا آن كه روزگار عمر هم سپرى شد . سپس عمر خلافت را در گروهى از قرار داد كه پنداشت من همسنگ آنان مىباشم . پناه بر خدا از اين شورا ! در كدام زمان در برابر شخص اولشان در خلافت مورد ترديد بودم ، تا امروز با اعضاى شورا برابر شوم كه هماكنون مرا همانند آنها پندارند و در صف آنها قرارم دهند ! ناچار باز هم كوتاه آمدم ، و با آنان هماهنگ گرديدم . يكى از آنها با كينهاى كه از من داشت روى برتافت ، و ديگرى دامادش را بر حقيقت برترى داد و آن دو نفر ديگر كه زشت است آوردن نامشان . تا آن كه سومى به خلافت رسيد ، دو پهلويش از پرخورى باد كرده ، همواره بين آشپزخانه و دستشويى سرگردان بود و خويشاوندان پدرى او از بنى اميه به پا خاستند و همراه او بيت المال را خوردند و بر باد دادند ، چون شتر گرسنهاى كه به جان